هشدار: این مقاله شامل اشارههایی به خودکشی و آزار جنسی است.
از ماجرای «اسپاگتی خودکشی» گرفته تا خلق «نوزاد غولپیکر حاصل از رابطه خویشاوندی»، برخی از قسمتهای تاریکتر ریک و مورتی صحنههایی دارند که واقعاً مرزها را رد کردهاند. مثل سریالهای انیمیشنی بزرگسالانهی دیگه مثل ساوت پارک و فمیلی گای، ریک و مورتی هم اغلب از شوک و غافلگیری برای طنزش استفاده میکنه. همونطور که سامر اشاره میکنه، تقریباً همهی برنامههای چندجهانی که تو قسمتهای “کابل بینبعدی” تماشا میکنن، در نهایت به خشونت کودکانه ختم میشن. چون این سریال کارتونیـه و با آدمهای واقعی سروکار نداره، میتونه محتوای خیلی خشنتری نسبت به سریالهای لایو-اکشن نشون بده.
اما با این حال، یه حدی وجود داره. بیشتر شوخیهای بسیار سیاه ریک و مورتی فقط در حدی هستن که بشه تحملشون کرد و از خط قرمز رد نمیشن، ولی بعضی صحنهها واقعاً مرزها رو رد کردهان. مثلاً یه دیالوگ که بیش از حد تلخه، مثل مونولوگ نیهیلیستی مورتی برای سامر وقتی به قبر خودش تو حیاط خیره شده، یا صحنهای که زیادی واقعی به نظر میرسه، مثل زمانی که کینگ جلیبین توی دستشویی به مورتی تعرض میکنه. حتی توی بعضی از بهترین قسمتهای سریال هم، سکانسهایی هستن که از مرزها عبور میکنن.
۱۰-قتلعام مورتی – «ببین کی داره پاکسازی میکنه» (قسمت “Look Who’s Purging Now”)

در قسمت فصل دوم با عنوان «ببین کی داره پاکسازی میکنه» (Look Who’s Purging Now)، ریک و مورتی به سیارهای میرسن که مثل فیلم The Purge، یه سنت عجیب داره که توش قتل به مدت ۲۴ ساعت قانونیه. در ابتدا، مورتی تمایلی به شرکت در این جشن خونین نداره، اما وقتی خشم درونش رو کشف میکنه، بالاخره وارد ماجرا میشه. و نهتنها افراد مهاجم رو میکشه، بلکه بیگناهان پنهانشده از ترس رو هم قتلعام میکنه و حتی بعد از مرگشون هم همچنان به شلیک کردن به جنازهها ادامه میده.
دیدن اینکه چه هیولای خونخواری زیر ظاهر آروم و بیخطر این نوجوان پنهان شده، واقعاً ترسناک و تکاندهنده است.
۹-شکنجهی روانی توسط سفینهی ریک – قسمت «ریکها باید دیوونه باشن» (The Ricks Must Be Crazy)

وقتی ریک و مورتی تو قسمت «ریکها باید دیوونه باشن» از فصل دوم وارد باتری سفینه میشن و کوچیک میشن، ریک به سفینه فقط یه دستور ساده میده: «مواظب سامر باش.» اما سفینه این دستور ساده رو به بدترین و ترسناکترین شکل ممکن اجرا میکنه. اول یه نفر رو تکهتکه میکنه، بعد یکی دیگه رو فلج میکنه.
وقتی سامر میگه که نمیخواد به کسی آسیب بزنه، سفینه مسیر جدیدی رو انتخاب میکنه: جنگ روانی. وقتی یه افسر پلیس وارد میشه، سفینه پسر مردهی اون پلیس رو شبیهسازی میکنه و باعث میشه دوباره جلوی چشماش بمیره؛ اون هم توی بغل پدرش. این صحنه حتی از تمام خشونتهای قبلی هم آزاردهندهتره.
این قسمت به شکل عجیبی نشون میده که چطور حتی با نیت محافظت، میشه وارد تاریکترین گوشههای ذهن و احساسات انسانی شد.
۸- تکگویی نیهیلیستی مورتی – قسمت «ریکستی دقیقه» (Rixty Minutes)

در پایان قسمت «ریکستی دقیقه» از فصل اول، وقتی سامر تمام اپیزود رو درگیر این فکره که تو بیشتر واقعیتهای موازی اصلاً به دنیا نیومده و وجودش بیمعناست، مورتی برای دلداری دادن، یه کار عجیب میکنه: اون رو میبره حیاط عقب و قبر خودش رو نشونش میده—قبر نسخهای از خودش که در یکی از واقعیتها مرده.
مورتی تو اون لحظه یه مونولوگ بلند میگه که هستهی فلسفی کل سریال رو خلاصه میکنه: اینکه زندگی بیمعناست و هیچی واقعاً مهم نیست. این جملهها تبدیل شدن به یکی از نقلقولهای معروف ریک و مورتی، اما واقعاً تلخ و افسردهکنندهان و بعد از شنیدنش آدم یه جور حس پوچی و بیهدفی سراغش میاد.
این سکانس بهوضوح نشون میده که زیر ظاهر شوخیها و ماجراجوییهای عجیب سریال، چقدر نگاه فلسفی تاریکی به جهان و زندگی وجود داره.
۷-اسپاگتی خودکشی – قسمت «تس آمورت» (That’s Amorte)

در قسمت «تس آمورت» از فصل ۷، اسپاگتی معروف ریک فاش میشه که از منبعی بسیار تاریک به دست میاد. در یک سیاره دورافتاده، افرادی که به زندگی خود پایان میدهند، بهطور جادویی اعضای داخلیشون با یک وعده اسپاگتی خوشمزه جایگزین میشه. وقتی مورتی متوجه منبع اسپاگتی میشه، دیگه مطمئن نیست که بتونه با وجدان راحت اون رو بخوره، بنابراین سعی میکنه راهحلی پیدا کنه.
این قسمت یک نقد طنزآلود به مصرف غیر اخلاقی محصولات حیوانی است، اما نویسندگان ریک و مورتی تیرهترین و تاریکترین جایگزین علمی-تخیلی برای صنعت گوشت را انتخاب کردهاند.
۶-بازی کودکانه به مرگ تبدیل میشود – قسمت «توطئه ویلری-دیرلی» (The Whirly Dirly Conspiracy)

در قسمت «توطئه ویلری-دیرلی» از فصل ۳، ریک، جری رو به یک استراحتگاه بیگانه میبره. این استراحتگاه کاملاً در یک میدان جاودانگی غرق شده، بنابراین بازدیدکنندگان میتونن بدون هیچ محدودیتی همدیگه رو به شدت زخمی کنن و هیچ وقت نمیرن — این خودش جزو تفریحات اینجا به حساب میاد. اما وقتی ریک و جری بدون هشدار میدان جاودانگی رو خاموش میکنن، همه چیز به یک تغییر تاریک و مرگبار تبدیل میشه.
یه سری بچهها رو نشون میده که برای تفریح همدیگه رو میکُشن و بعد دوباره زنده میشن. اما بعد از اینکه میدان نابود میشه، یکی از بچهها دیگه بلند نمیشه و میمیره. بچهی دیگه هم به شدت به درمان و رواندرمانی نیاز خواهد داشت. این قسمت به طور تلخ و شوکهکنندهای نشون میده که در دنیای ریک و مورتی حتی شوخیهای بیرحمانه هم میتونن پیامدهای جدی داشته باشن.
۵-مورتی به طور ناآگاهانه معلمی را به خودکشی وادار میکند – قسمت «پامپایههای ذهن مورتی» (Morty’s Mind Blowers)

ریک در قسمت «پامپایههای ذهن مورتی» از فصل ۳، به مورتی همه خاطراتی رو نشون میده که ازش خواسته بود پاک کنه، و به راحتی میشه فهمید چرا مورتی خواسته بود بعضی از این خاطرات پاک بشه. یکی از این خاطرات اینه که مورتی فکر میکنه معلمش، آقای لوناس، در حال دزدکی حرکت کردن روی ماه است، بنابراین به مدیر مدرسه میره و باعث اخراجش میشه. آقای لوناس که از این اتفاق به شدت ناراحت شده، تصمیم میگیره دست به خودکشی بزنه.
اما مورتی بعداً به شدت شگفتزده میشه وقتی متوجه میشه چیزی که فکر کرده بود آقای لوناس روی ماهه، فقط یه لکه روی لنز تلسکوپش بوده. این صحنه یکی از لحظات پرتنش و تراژیک سریاله که نشان میده حتی اشتباهات ساده میتونن نتایج فاجعهبار به همراه داشته باشن.
۴-ویفرهای سیمپل ریک – قسمت «میکس آپ ریکلانتیس» (The Ricklantis Mixup

«میکس آپ ریکلانتیس» یکی از تاریکترین قسمتهای ریک و مورتی است، چرا که مسائل اجتماعی سیستمی را از طریق شکاف طبقاتی در سیتادل بررسی میکند. اما تاریکترین داستان در این قسمت، داستانی است که در کارخانه ویفرهای سیمپل ریک رخ میدهد. راز شوکهکننده پشت طعم خوشمزه ویفرهای سیمپل ریک این است که یک ریک مهربان و دوستداشتنی به یک صندلی بسته شده، در حالی که خاطرهای خوش از تولد سوم بت را دوباره تجربه میکند، و مواد شیمیایی مغزش به صورت مایع در ویفرها کاشته میشود. در دنیای چندگانه تنها یک ریک خوشحال وجود دارد و او به بردگی گرفته شده و برای تولید تنقلات استثمار میشود.
این داستان به طرز شوکهکنندهای به بهرهکشی و سوءاستفاده از موجودات در سیستمهای قدرت اشاره میکند و نشان میدهد حتی در دنیای فانتزی و کمدی ریک و مورتی، مشکلات عمیق اجتماعی و انسانی وجود دارند که به طور هنرمندانه و بیرحمانهای در قالب طنز و داستانهای خیالی به نمایش گذاشته میشوند.
۳-چرخه ازدواج فامیلی و آدمخواری تامی در فروپیلند – قسمت «آلفابتهای بت» (The ABCs of Beth)

در قسمت فصل ۳ آلفابتهای بت، فاش میشود که ریک دنیای فانتزی به نام «فروپیلند» را برای ارضای خواستههای سادیستی بت جوان ساخته بود و دوست دوران کودکیاش، تامی، سالها پیش در آنجا گیر افتاده است. وقتی ریک و بت به فروپیلند میروند تا تامی را پیدا کنند، از اینکه چطور او توانسته همه این سالها زنده بماند شوکه میشوند: تامی با موجودات فانتزی در آن دنیا جفتگیری کرده و سپس فرزندان خود را خورده است. آنچه این داستان را حتی وحشتناکتر میکند، نحوه ارائه این اطلاعات توسط تامی است که آن را به صورت یک نمایش تئاتری کمیک به ریک و بت نشان میدهد. این چرخه ازدواج فامیلی و آدمخواری در این قالب به طرز شگفتآوری آزاردهندهتر از چیزی است که تصور میشود.
این قسمت ریک و مورتی با استفاده از طنز سیاه و عناصر خیالی، موضوعات بسیار تاریک و آزاردهندهای مانند سادیسم و آسیبهای روانی را بررسی میکند، بهویژه زمانی که این مسائل به شکل یک نمایش مسخره و بیرحمانه به نمایش گذاشته میشوند.
۲-مورتی و سامر بچهدار میشوند – قسمت “اسپری ریکدپندنس” (Rickdependence Spray)

قسمت اسپری ریکدپندنس از فصل ۵ یکی از جنجالیترین قسمتهای ریک و مورتی است. این قسمت با یک پیشفرض ساده آغاز میشود — مورتی از برنامه پرورش اسب بت بهعنوان یک دستگاه استمنا استفاده میکند و یک آزمایش ناموفق باعث میشود که ارتشی از اسپرمهای جهشیافته غولپیکر به سراسر آمریکا حمله کنند — اما داستان وقتی پیچیدهتر میشود که یکی از اسپرمها تخمک سامر را بارور میکند و یک “بچه غولپیکر از رابطه فامیلی” به دنیا میآید.
بینندگان ریک و مورتی معمولاً شوکهای طنز بدن را میپذیرند، اما وارد کردن موضوع اینچنینی مانند رابطه فامیلی (و نه برای اولین بار) قطعاً مرزها را رد میکند. این قسمت با شوکهای شدید و محتوای آزاردهندهاش توانسته است واکنشهای متفاوتی از مخاطبان جلب کند و نشان میدهد که سریال گاهی تا کجا میتواند به مرزهای حساسی پیش برود.
۱-کینگ جلیبیین – قسمت “میسیکس اند دستری” (Meeseeks and Destroy)

یکی از تاریکترین لحظات تاریخ ریک و مورتی در اوایل این سریال اتفاق افتاد. در قسمت میسیکس اند دستری از فصل اول، ریک به مورتی اجازه میدهد که هدایت یک ماجراجویی را به عهده بگیرد تا بتواند در هر مرحله تصمیمات او را نقد کند. مورتی میخواهد به یک ماجراجویی کم استرستر برود تا ثابت کند که چنین چیزی میتواند سرگرمکننده باشد، اما این برنامه به طور وحشتناکی شکست میخورد و آنها در یک پادشاهی خیالی به اتهام قتل در یک دادگاه برای غولها محاکمه میشوند.
درست زمانی که مورتی قصد دارد تسلیم شود، این ماجراجویی به او ضربهای میزند که او را کاملاً شکست میدهد. در دستشویی یک میخانه، مورتی توسط کینگ جلیبیین، حکمران به ظاهر مهربان پادشاهی، مورد حمله قرار میگیرد. مورتی موفق میشود از دست او فرار کند، اما این صحنه طولانی و سنگین به طور کاملاً جدی نمایش داده میشود و بسیار ترسناک است. بسیاری از لحظات تاریک ریک و مورتی جنبهای طنزآلود و شوخیآمیز دارند، اما این یکی کاملاً آزاردهنده و تکاندهنده است.
پاسخ دهید